پرده یکسو فکن و باز کن ا ین پنجره ها را
تا ببینم ز پس پرده ی شب منظره ها را
اختران را شب مهتاب به صد چشم ببینم
به شعاع نگهی دور زنم دایره ها را

روح پروازگرم سیر کند در همه عالم
بیند از روزن دل جلگه و کوه و دره ها را
در سحر همچو نسیمی گذرم ازدل صحرا
تا به شادی شنوم بع بع آهو بره ها را
هیچگه بی مدد عشق به خلوت ننشینم
روز تنهایی خود یاد کنم خاطره ها را
با سیه دل سخن از مهر خدا سود نبخشد
نور خورشید نشاطی ندهد شب پره ها را
دست تدبیر خود و پنجه ی تقدیر یکی کن
تا گشایی به سرانگشت عنایت گره ها را...
برچسبها:
تاريخ : شنبه 23 آذر 1392 | 13:35 | نویسنده : banooyeordibehesht |
ارسال نظر(3)