خداوندا!

خوب میدانم که به تو نیازمندم و بی تو هیچم.

میدانم که بندبند  وجودم،محتاج عنایت توست.

پس دوستم بدار که چشمهایم،خیره به سخاوت توست.

میدانم که در ابتدا،نطفه ای ناچیزم،

و در انتها لاشه ای بدبو،

میدانم که از خاکم و در خاکم.

پس دوستم بدار که تشنه ی محبت پاکم.

میدانم که قلبم را سپید آفریدی و سیاه شد

و تنم را پاک آفریدی و پر گناه شد.

مهربان آفریدی و سنگدل شدم.

و معصوم آفریدی و سرکش شدم...

گفتی چنان کن و نکردم و چنین باش و نبودم.اما...

از عشق تو ،چون شمع فروزانم.پس دوستم بدار

کی بی کرم تو لایق جهنم سوزانم؟

خداوندا!پروانه ی یادت در باغ خیالم پرواز میکند

و بی عطر حضور تو آهنگ رفتن ساز می کند.

پس دوستم بدار،که بی مرهم محبت تو،

زخمهای کهنه ی تنهایی ام سر باز می کند.

خداوندا! دوستت دارم

پس دوستم بدار...(مناجات خواجه عبدالله انصاری)

 

حلول ماه شعبان،ماه رسول الله را به تمامی دوستان گلم تبریک میگم.

انشاالله ماه پر خیر و برکتی باشه برای همه ی عزیزان.


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 10 خرداد 1393 | 22:27 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(0)

میتوان زیبا زیست...

نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم،

نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!

لحظه ها میگذرند

گرم باشیم پر از فکر و امید...

عشق باشیم و سراسر خورشید...

 


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 09 خرداد 1393 | 10:45 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(2)

گاه یک سنجاقک به تو دل می بندد...

و تو هر روز سحر ،می نشینی لب حوض،

تا بیاید از راه...

از خم پیچک نیلوفرها!

روی موهای سرت بنشیند،

یا که از قطره آب کف دستت بخورد

گاه یک سنجاقک معنی همه ی زندگی است...



برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 06 خرداد 1393 | 23:19 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(0)


... زندگي کن و لبخند بزن
به خاطر آنهايي که از نفست آرام ميگيرند..
به اميدت زنده هستند ....
با يادت خاطره مي سازند .
نميدانم در زندگيت "بهترين" چگونه معنا ميشود ...
من همان بهترين را برايت آرزو ميکنم ...

آدم خوب قصه های من!

دلتنگت شده ام...

حجمش را می خواهی بدانی؟؟؟

دنیا را تصور کن....

دلتنگی همیشه از ندیدن نیست...

لحظه های بی خبری پر از دلتنگی ست....


برچسب‌ها:

تاريخ : سه‌شنبه 06 خرداد 1393 | 21:59 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(3)

مثل کبریت کشیدن در باد

                                     زندگی دشوار است

من خلاف جهت آب شنا کردن را

                                   مثل یک معجزه باور دارم

آخرین دانه ی کبریتم را،

                                  میکشم در این باد

          هر چه بادا باد....


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 04 خرداد 1393 | 21:53 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(1)

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه،

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوبار صبح، ظهر نه غروب شد نیامدی....


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 02 خرداد 1393 | 19:43 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(3)

هر کس گمشده ای دارد
و خدا گمشده ای داشت
هر کسی دو تاست
و خدا یکی بود
و یکی چگونه می توانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند، هست!
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت !
" در آغاز هیچ نبود ، کلمه ای بود و آن کلمه خدا بود "
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.

"دکتر علی شریعتی"


برچسب‌ها:

تاريخ : جمعه 02 خرداد 1393 | 18:41 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(2)

فقیری غمگین از خرابه ای رد می شد و

کیسه ای از گندم را بر دوش خود می کشید.

تا به کودکانش برساند.در راه با خود می گفت:

(خدایا!این گره را از زندگی من باز کن)

ناگهان گره ی کیسه باز شد و گندمها روی زمین ریخت.

مرد فقیر عصبانی شد و گفت:

(خدایا!گفتم گره ی زندگی ام را باز کنی،نه گره کیسه ام را)

سپس با عصبانیت مشغول جمع کردن گندم ها شد.

ناگهان در میان گندم ها،کیسه ای پر از سکه های طلا را دید

و از قضاوت عجولانه و بی اعتمادیش نسبت به (او)شرمنده شد....


برچسب‌ها:

تاريخ : یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 | 14:47 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(3)

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن
ز غم‌های دگر غیر از غم عشقت رها کن
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری
شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن
 
خدایا بی پناهم ، ز تو جز تو نخواهم
اگر عشقت گناهست ببین غرق گناهم
دو دست دعا فرا برده‌ام بسوی آسمانها
که تا پر کشم به باغ غمت رها در کهکشانها
 
چو نیلوفر عاشقانه چونان می‌پیچم به پای تو
که سر تا پا بشکفد گل ز هر بندم در هوای تو
بدست یاری اگر که نگیری تو دست دلم را دگر که بگیرد؟
به آه و زاری اگر نپذیری شکست دلم را دگر که پذیرد؟

 

 


برچسب‌ها:

تاريخ : شنبه 27 اردیبهشت 1393 | 17:14 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(2)

مهربانا
جان مرا آن گونه آرام کن تا آنجا که بی مهری است
عشق بورزم آنجا که تقصیر وکوتاهی است ببخشایم وآنجا که نومیدی است به نور امید زنده نگهدارم
پس مرا ایمانی عطا فرما که تردیدها را با یقین استوار گردانم و اندوه را با شادمانی تباه سازم
که این است زندگی شکیبایان مصلحت

 


برچسب‌ها:

تاريخ : پنج‌شنبه 25 اردیبهشت 1393 | 06:41 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(1)

.: Weblog Themes By BlackSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران