کجاها را به دنبالت بگردم شهر خالی را؟

دلم انگار باور کرده آن عشق خیالی را

نسیمی نیست...ابری نیست...یعنی نیستی در شهر

تو در شهری اگر باران بگیرد این حوالی را

مرا در حسرت نارنج زارانت رها کردی

چراغان کن شب این عصرهای پرتقالی را

دل تنگ مرا با دکمه ی پیراهنت وا کن!

رها کن از غم سنجاق،موهای شلالی را

اناری از لب ایوان باغت سرخ می خندد

بگیر از من بگیر این دستهای لاابالی را

شبی دست از سرم بردار وسر بر شانه ام بگذار

بکش بر سینه این دیوانه ی حالی به حالی را

نسیمی هست...ابری هست...اما نیستی در شهر

دلم بیهوده می گردد،خیابان های خالی را...

 



برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393 | 22:29 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(6)

.: Weblog Themes By BlackSkin :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید