ماییم غریبان دو چشمان ابوالفضل

دیوانه آن قامت عریان ابوالفضل

دانی چه بود سبقه ی این سینه به زلفش

آزادگی محض به زندان ابوالفضل

ای خونجگران ناله ببارید زدیده

پیکان ستم خورده به چشمان ابوالفضل

دست کرمی نیست دگر بهر کریمی

از لحظه ی افتادن دستان ابوالفضل

طفلان به حرم منتظر جرعه ی آبند

دستان به زمین مشک به دندان ابوالفضل

طفلی ز عطش روی زمین است خدایا

این موی رقیه ست پریشان ابوالفضل

ای مهدی موعود شب عشق و نیازست

بنما کرمی جان تو و جان ابوالفضل...

 



برچسب‌ها:

تاريخ : چهارشنبه 15 آبان 1392 | 14:18 | نویسنده : banooyeordibehesht | ارسال نظر(4)

.: Weblog Themes By BlackSkin :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید